دنیای آرشیدا.هشت ماهگی
ما امروز بعد از 55 روز تعطیلات تابستانی برگشتیم ................ از ابتدای هفت ماهگی شما ما به اصفهان رفته بودیم حسابی به همه خوش گذشت و لحظه های شیرین و لذت بخشی کنار بابا علی آقا و مادر بزرگ و عمه های مهربونت گذروندی .بعد از تعطیلات عید که چهار ماه گذشته بود انتظار داشتم غریبگی کنی اما بر خلاف تصورم با خنده بغل همه رفتی و کسی رو بی نصیب نذاشتی .باباجون تو رو بسیار دوست میداشت هر روز صبح زود برات نون بربری گرم و تازه میگرفت میگفت نازلو دوست داره. این اسمی بود که خودش صدا میزد "نازلو" نام پیرزنی بختیاری بود با وجود اینکه بی سواد بود اما زنی جسور شجاع و با درایت بود. ÷ ...



